مرکز این زلزله ی مهیب ۵۰ کیلومتری جنوب غرب بندر عباس یعنی جزیره ی قشم گزارش شده است در این وبلاگ اخبار لحظه به لحظه ی این زلزله گزارش می شود.
تا کنون خرابی های زیادی و حدود ۳ کشته تعداد زیادی زخمی گزارش شده است.
منبع این اخبار تماس های تلفنیی است که با دوستانم در مناطق مختلف استان علل خصوص جزیره ی قشم دارم.
این را هم بگم که امروز صبح خودم نیز جزیره ی قشم بودم در راه بودم که خبر زلزله را تلفنی شنیدم.
یکی از کشته شدگان خیاطی بوده است که در مغازه مشغول خیاطی بوده و نتوانسته است که از مغازه بیرون بیاید و زیر آوار جان خود را از دست داده است.
اخبار استان مرکز زلزله را بندر خمیر اعلام کرده است در حالی که لرزش در بندر خمیر بسیار کمتر از بندر عباس و قشم بوده است و هیچ گونه خرابیی در بندر خمیر نداشته است.
بیشترین خرابی ها از روستای گربدان قشم و روستاهای اطراف گزارش می شود.
این زمن لرزه تا کنون ۴ پس لرزه دیگر داشته است که بزرگترین پس لرزه ۷/۴ ریشتر بوده است.
-------------
آخرین گزارشات حاکی از تعداد بیشتر تلفات و زخمی ها و خرابی ها دارد و روستاهای گربدان - رمکان - کوشه - سوزا - شیب دراز - گورزین - تنبان - خالدین - دیرستان - و توریان خرابی های زیادتری به بار آورده است.
---------------
آخرین اخبار: ساعت ۲۲ تعدادی از کارگان اسکله ی کاوه بر اثر فرو ریختن اسکله جان خود را از دست داده اند و با احتساب این آمار تعداد کشته شده گان به ۷ الی ۸ نفر می رسد.
برق مناطق حادثه دیده کماکان به دلیل در زیر آوار بودن بسیاری از کنتور ها قطع است و جهت رفع این مشکل کارکنان اداره ی برق در حال کار هستند.
فرماندار و بخشدار منطقه در محل حادثه دیده حاظر شده اند و از نزدیک وضعیت را مشاهده کرده اند.
چادر های هلال احمر فردا خواهد رسید. بیشترین تخریب در روستای گربدان قشم بوده است.
سلام
خوب كم كم تابستون هم داره رو به پايان مي ره .............
مثل بيشتر سال ها امسال هم سر در گم هستم كه سال ديگه كجا باشم.
وقتي تدريس مي كردم سال كه تموم مي شد معلوم نبود سال ديگه كجا بفرستنمون و كجا ها را بتونيم انتخاب كنيم....
البته هر كه زورش بيش ( حالا زور رو به امتياز و چيزاي ديگه و حتي لج بازي مي تونين تعبير كنين!) جايش بهتر!
(چيزاي ديگه) كه هميشه جاي خودشو داشته اما لج بازي ديگه خيلي عجيبه! ............
بگذريم زياد وارد مباحث بحث بر انگيز و گوش تيز كن نريم! و گرنه دوباره توبه نيده خواهيم شد!
توپ شير ماما
چيه؟ از ديدن اين نوشته ها تعجب كردين؟!
حق دارين.............. در حال تايپ مطلب تو برنامه ي ورد بودم كه پسرم عبدالله كه الان سه سال و نيمشه اومد و با ديدن برنامه ي ورد خواست كه كلماتي را كه تازه ياد گرفته تايپ كنه، بنويسه .............
منم دلم نيومد پاكش كنم.
عبدالله ا از روزي كه متولد شده كنار كامپيوتر بوده و تا حد زيادي با كامپيوتر كار مي كنه در حد نصب برنامه ها و بازي و تايپ كلماتي خاص.
اينم بگم كار با كامپيوتر رو قبل از راه رفتن و حرف زدن ياد گرفت!
بگذريم ................
از اون چيزي كه مي خواستم بگم دور شدم.
مي خواستم بگم كه من دوساله تدريس نكردم و تو گروه هاي آموزشي اداره بودم.
امسال عزمم رو جزم كردم برم تدريس.
البته عزم قلبيم رو................. تدريس هرجا كه باشه ......... مخصوصا كهورستان رو دوست دارم.
البته خود شهرمون اگه بود بهتر بود اما ترافيك معلّما تو ابتدايي خيلي خيلي زياده.
مخصوصا كه آمار دانش آموزا به شدت كاهش پيدا كرده و تو شهر 6 هزار نفري به زور سه تا كلاس تو هر پايه تشكيل مي شه.
اما اين عزم قلبي با پيشنهاد ها و چالش هايي روبروست.
اگه معني چالش رو نمي دونيد اشكال نداره يه چاله اي تصور كنيد كه سر راهتونه مي تونيد توش بيوفتيد و سرو كله تون بشكنه و يا مي تونيد توش درخت بكاريد و يا هر استفاده يا ضرر ديگه به شما برسونه!
پيشنهاد هايي از جاهاي مختلف بهم شده! اما هيچ كدوم تدريس نيست.
بيشتر پيشنهاد ها عالي هستند اما ديگه از تدريس خيلي دور مي شم! بعضي از دوستانم مي گن تو تو نخ كامپيوتر هستي و بايد از اين استعدادت استفاده كني .... اما من اعتقاد دارم از اين استعداد كامپيوتري در را تدريس بايد استفاده كنم. وگرنه كليپ و بروشور و نمي دونم چيزاي ديگه ساختن نشد استفاده مفيد.
دوست دارم بگم كجاها پيشنهاد دادن اما گفتن اينجا همانا و خراب شدن كارها همانا!
آخه همونايي كه تو نظرات و ايميل ها به صورت ناشناس .................
ولش كن. فكر كنم بقيه شو خودتون بدونيد.
اما آرزوي قلبيم اينه كه تو يه روستا يه كلاس چهارم ابتدايي دستم باشه و براشون به بهترين شيوه تدريس كنم.
كاش زود تر تكليفم روشن شه و بتونم خودمو تو تابستون براي سال تحصيلي جديد آماده كنم.
يك بار استعفا نامه رو نوشتم و امضا كردم و دادم به مدير اداره اما گفت بايد تو شوراي اداري مطرح كنيم .
نمي دونم آيا آقا معلم دوباره آقا معلم مي شه يا نه؟
سلام
تابستان رسيده و فصل گرما در اوج خودشه
تابستان هاي جنوب بسيار گرمه و طاقت فرساست اما اين گرما فايده هايي هم داره يا بهتر بگم ره آورد هايي هم همراهش هست .............
يكي از بهترين ره آورد هاي گرماي جنوب كه من حاضر نيستم با هيچ خنكيي عوض كنم، رطب تازه و شيرين نخل هاي رنگارنگ هست.
بهترين نوع خرما كه خنيزي باشه تو شهر ما به وفور يافت مي شه.
خرك kharak خنيزي قرمزرنگه و بسيار شيرين خرك هاي زرد رنگ و ارغواني رنگ هم يافت مي شه تو قرمزي همه ي نخل ها يك رنگ نيستند و تو زردي هم همينطور
................. اندازه و شكل و مزه ي همشون هم مثل هم نيست. مثلا خرك مرداسينگ رو اگه بخوريد انگار خرمالوي نارس خوردي و دهنتون زبط يا ملس مي شه!
اما خرك پوروس خوش شيرين و نرمه و به راحتي مي شه خورد.
شايد همه ي شما خرما رو ديده باشيد مخصوصا خرماي بي مزه ي مزافتي اما تا كسي تو تابستون نياد جنوب نمي تونه رطب تازه و خرماي تازه رو ببينه البته به لطف تكنولوژي مي شه فريز كرد يا با ماشين هاي مخصوص انتقال داد اما لذت چيدن خرماي تازه يا همون رطب و گذاشتن درون دهان ( البته بعد از پاك كردن) چيزي ديگه ايه....
چند تا عكس از خرماي تازه گذاشتم تا دهنتون آب بيوفته!


خواص دارويي و ضد سرطاني هم داره
براي كاهش درد زايمان هم توصيه شده
فايده هاي ديگه اش هم برای درمان تصلب شرایین و خنثی کنند ه اسید اضافی معده است.
كسي رطب و خرك نمي خواد؟
در شهر ما به سبب وجود آب چشمه و زمين زراعي كشت نخل از دير باز رونق داشته و در زمان هاي نه چندان قديم آن طور كه پدر بزرگ ها و مادر برگ ها تعريف مي كنند باعث جذب مهاجران بسياري به اين منطقه شده است و در زمان جنگ جهاني دوم كه قحط سالي مردم را آواره كرده بود عده ي زيادي براي نجات از گرسنگي به رويدر آمده اند و با خرماي رويدر توانسته اند به زندگي ادامه دهند.
و در فصل چيدن خرما باز هم عده ي زيادي از اطراف براي كمك به اين كار و بردن سهمي از خرما ها به رويدر مي آمده اند.

اما در سال هاي اخير قيمت خرما بسيار تنزل يافته و كشاورزان رويدري از قبل نخل ها نه تنها سودي به دست نمي آورند بلكه هزينه ي نگهداري و عمل آوري آن بيشتر از سود فروش آن است.
و از طرف كمبود زمين براي ساختمان سازي و افزايش جمعيت قسمتي از نخلستان ها براي ساخت و ساز از بين رفته است و اين امر موجب نگراني را فراهم آورده است.
هيچ صحنه اي غم انگيز تر از نخل سبزي نيست كه قطع شده و بر زمين افتاده است. يا نخلي كه بر اثر صاعقه سوخته و آتش گرفته است.